ذبيح الله صفا
1263
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ديگرى در خراسان و آذربايجان بمجاهدت پرداخت و دامنهء كار خود را درين طريقه تا به مغرب كشانيد و چندبار از مشايخ خرقه گرفت و نتيجهء اينهمه كوشش او آن شد كه باكثر طريقتها آشنا شد چنان كه هم بشيوهء كبرويه معرفت داشت و هم بروش سهرورديه ، و هم كتب مشايخى را كه هنوز با طريقهء علمى در تصوّف آشتى نكرده بودند خواند و هم آثار معروف ابن العربى را كه بزرگترين بنيانگذار تصوّف علمى در اسلام است ، و علاوهبر اينها در ادب و علوم شرعى نيز تبحر داشت و فى المثل تنها در علم حديث و تفسير بقول خود « شست و اند شيخ محدّث و مفسّر » را در قاهره و بلاد شام و روم و عراق و آذربايجان و كرمان دريافت و به قدر امكان نزد هريك كتبى در حديث و تفسير خواند ؛ و باتوجه به اين كوششها معلوم مىشود كه ابو المفاخر مردى عالم و متبحر در علوم شرعيّه و طريقتهاى صوفيه بوده است . اثر مهم ابو المفاخر كتاب مشهورش « اوراد الاحباب و فصوص الآداب » است در دو قسمت كه خود موضوع هر قسمت را در مقدمهء كتاب بديننحو شرح داده است : « القسم الاوّل فى بيان فصوص الاوراد و الاوقات و العبادات و اساس امر المريدين . . . و شجرة خرقة المشايخ و المقامات المراقبة . . . و بيان انّ العقل محجوب عن اللّه تعالى . . . و القسم الثّانى فى فصوص آداب الصّوفية و عقايدهم و اخلاقهم و معيشتهم و لباسهم و سماعهم و صحبتهم مع الحق و الخلق و شرايط الشيخ و المريد و ما يجب عليهما و آداب الخدّام فى انواع الخدمات و الحمام و آداب المسافر وقت السّفر و القدوم و آداب الخلوة و الاربعينيّة و ترتيب الرياضة و المجاهدة » و مؤلف آن را در ماه ذو الحجهء سال 724 هجرى باتمام رسانيده و در تأليف آن از مآخذ مختلفى كه خود در پايان هريك از دو مجلّد كتاب نام برده استفاده كرده است . مجلد دوم اين كتاب را آقاى ايرج افشار در سال 1345 در جزو انتشارات دانشگاه تهران بطبع رسانيد و من از هردو مجلّد پيش ازين سخن گفته و مطالبى نقل كردهام . نثر اين كتاب روان و طبيعى و شيوهء بيان نويسنده در آن ساده است و نقل اخبار و احاديث و آيات و نيز آوردن اشعار عربى و فارسى در مطاوى عبارات تنها براى توضيح مطالب يا اثبات آنها و امثال اين مقاصد است نه به قصد تزيين عبارات .